خرید بک لینک

با خودش زمزمه میکرد؛ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (احزاب۲۳) .اولین روزی که در جلسه تفسیر قرآن شرکت کردو دوست داشت از نزدیک باکلاس تفسیری که می رفتم آشنا بشود ، مصادف شد با تفسیر این آیه .از آن روز به بعد این آیه را حفظ کرد و با خودش میخواند. وقتی به " من ینتَظِر " می رسید ، با بُغض و حالت عجیبی آن را میخواند و سوزنش روی آن گیر میکرد و هی تکرار میکرد "من یَنتَظِر "..بعد حجم صدای مردانه اش را در لایه های میانی گلویش پنهان میکرد طوری که انگار شرم داشته باشد کسی متوجه حالش شود و درآخر، آرام آرام و چکه چکه ،ابراز وجود میکرد.بابا مصطفی هم همینطورند. روزی یک بار سی دی بوی پیراهن یوسف را داخل دستگاه میگذارد و با آن دگرگون میشود.هر بار، انگار اولین بار است که این فیلم را می بیند.تمام دیالوگهای فیلم را با بازیگران تکرار میکند.علی الخصوص دیالوگهای علی آقای نصیریان را. جناب حاتمی کیا هم خوب میداند برای روانی کردن یک ملت از چه اسمی برای فیلمش ،چه بازیگرانی، و حتی چه آهنگسازی استفاده کند.گاهی اوقات با دیدن حال حاج آقا مصطفی،در دلم به حاتمی کیا فحش میدهم.

در تمامی لحظات تفسیری این آیه، هر جا به "رجال صدقوا " میرسم، فکر میکنم منظور خداوند" علی" بوده است.

انتظار او برای شهادت، برای دیگران ستودنی و برای من عذاب آور است.

برچسب: نویسنده: غزل سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:31

صفحه بندی