# دلنوشتهی_ حسینی
-
تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 2:13
میدانی از وقتی که شنیدم اسبها را بر پیکر شهدای کربلا تازاندند، این فکر به سرم زد که چرا اسبها بر پیکر امام تازیدند..باید مثل فیل ابرهه از میدان میگریختند باید سوارشان را بر زمین میزدند..البته من تقصیری ندارم ...آخر توقع من در واقعهی کربلا از حیوانات بیشتر از آدمنماهاست.《وَلَعَنَ اللّه اُمّةً اسْرَجَ...
#تک_بیت
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 16:30
تاعشق ما زبانزد خاص و عام شد تقوای ما، زبانزدِ روزه دارها برگرفته از غزلی ناتمام. #فاطمه_عرباسدی
#روح_الله
-
تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 16:49
می دانی به این فکر میکنم که اگر انقلاب نمی شد من کجای این عالم بودم...شاید من دخترک روستاییای بودم که در آغاز سن نوجوانی شوهرش میدادند.(چون تفکر غالب و شاید تجربه ثابت کرده بود که دختر تحصیلکرده دیر ازدواج میکند و شکستن این تابو ها نیاز به جمعیتی بیشتر از جمعیت زنان روستا داشت.)می شدم از آن دخترهایی...
#پسا_چهل
-
تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 14:41
از حالات چهل سالگی این بود که به هر چه میاندیشم به آن عمل می کردم و این عمل کردن بسیار سریع تر از تصمیمات سنینِ ماضیام بود.امااخیرا کشفم شده ، آدمی چون چند سالی از چهل سالگی فاصله می گیرد عوالم دیگری برویش گشوده میشود گویی دههی چهل سالگی به عوالم مختلفی تقسیم شده که سر تقویمِ زمانبندی شدهاش رخ می نم...
#شرط _همصحبتی
-
تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 14:41
رفیقی داشتم عزیز تر از جان.رفیق گرمابه و گلستان.مدتی بود هم را ندیده بودیم و طبیعتا دلمان گنجشکی شده بود که در مشت دل دل میزد.مشتاق و بیقرار .از قضا روزی پیش از ظهر در یکی از کوچههای محل گذرمان به هم افتاد. بعد از بوس و آغوش و فشردن دستانِ هم، معلومم شد که می خواهد به مسجد برود. من قصد مسجد نداشتم ا...
#سپید_آلزایمر
-
تاریخ: 1403/2/27 ساعت: 18:56
با خودم گفتم الان می روم و می نویسمش.جملهی قشنگی بود که ناگهان به ذهنم خطور کرد. مثل همهی جملات دیگر..اما..باز هم از یادم رفت.فدای سرت.اینبار هم میخواستم از تو بنویسم.#فاطمه_عرباسدی Adblock test (Why?)
#غزل_ناب
-
تاریخ: 1403/1/27 ساعت: 18:36
یارا ، بهشت، صحبتِ یاران همدم است دیدار یارِ نامتناسب جهنم استهر دم که در حضور عزیزی برآوریدریاب کز حیات جهان حاصل آندماستنههرکهچشموگوشدهانداردآدمیستبس دیو را که صورت فرزند آدم استآن است آدمی که در او حُسنِ سیرتییا لطف صورتیست، دگر حشو عالم استهرگز حسد نبرده و حسرت نخوردهام جز بر دو روی یار موافق که...
#پیامبر مهربانی
-
تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 13:30
چون دانه ای که در دل یک باغچهکاشتهمِهر تو را خودش به دل ما گذاشتهمهرت نهال شد که به هر شاخهاش دلیدر هر دلش نام تو را او نگاشتهآنکیست بعد تو که پیمبر بیاورد؟وقتی خدا چون تو کسی را نداشتهآنقدر عزیز بودهای ای مصطفی که اویک سوره را به نام《 محمد》 گذاشته#فاطمه_عرباسدی Adblock test (Why?)
#یک _جرعه_شعر
-
تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 13:30
تا دل به تو وصل است، چه غم از که بریدهاست؟هر کس که زغیر تو بریدهاست، رسیده استما بندهی مُزدیم و بهشت را به تو دیدیمفطرس هم از اول، بهشت را به تو دیدهاست#فاطمه_عرباسدی Adblock test (Why?)
#حدیث نفس
-
تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 13:30
دیر زمانی است که به این نتیجه رسیدهام که عکسها هم ، روح دارند.با عکسها میشود حرف زد، میشود خندید.تازمانی که آدمِ داخل عکس، در عالم بیرون زنده است و نفَس میکشد، عکسها روح دارند نفس میکشند. اما همینکه روح از بدن آدم بیرون خارج میشود، روح از عکسها و همهی خاطرهها میرود و دیگر میشود با عکسها، فقط گریه کر...
#برای _یوسُفم
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 14:53
مرا یوسفی است به دل نشسته که هم در چاه است و هم در زندان و هم بر تختِ عزیزی.
#برشی از یک نوشته
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 14:53
عاقد را به خانه آورده بودیم.تا صیغهی عقد جاری شد، عزیزگفت: خُب ننه جان ! سیل اومد و نامحرمیها رو شست و بُرد حالابرید تنگ هم وایستید. بعدش هم صلوات پشت صلوات و پی بندش هِرّ و کِرّی که البته دقایقی بیش نپایید .درست بعد از عقد خانواده داماد دو گروه شدند .گروه اول دست گرفتند که عروس باید برقصه ..گروه دو...
#سکوت
-
تاریخ: 1402/9/21 ساعت: 18:17
پرسید دیر زمانی است که چیزی نمیگویی چیزی شده آیا؟گفتم: بسیارند همراهانی که پیِ صدای آدمی ، او را میپرسندو خبرش را میگیرند..مدتی است درپی یافتن همراهان سکوتِ خویشم..آنان که هنگام خاموشی در پی تو میگردند . Adblock test (Why?)
#تاریخ
-
تاریخ: 1402/9/21 ساعت: 18:17
گفت: از تاریخ درس بگیر!گفتم: تاریخِ من، لحظات بر من گذشتهای است که باز نمیگردد.گفت: منظورم تاریخ ملتهاست.گفتم: تاریخ ملتها را باید سینه به سینه شنید و از آن درس گرفت.گفت: البته میشود کتابشان راخواند!گفتم: تاریخ را حاکمان غالب مینویسند . بر نوشتهها اعتباری نیست. Adblock test (Why?)
#پس از بیداری
-
تاریخ: 1402/9/21 ساعت: 18:17
گفتم:چه بد خوابی است خوابی که در آن، پس از بیداری، پِی ردّی از محبوبت باشی و به جایی نرسی.گفت: بدتر آناست که پس از بیداری بگویی دیشب خوب خوابیدم! Adblock test (Why?)
#برای_قلم
-
تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 13:10
گم کرده است لحنش را!گیرایی زبانش را!دیگر مثل همیشه نیست!یک طوری شده ! حس میکنم دیگر نمکش، شوری ندارد! گویی کلماتی که از آن بیرون میریزد حروفِ ربطی است، بی معنا؛ از، با، تا ...!غریب و دور افتاده از جمله..از مفهوم!مثل عاشقی دور از معشوق!فریاد میزند، صدایش به جایی نمیرسد!مخاطب میخواند، ارتباط نمیگیرد!ت...
شعر نابِ بهاری
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 14:37
منم که خط غلامی دهم به نیم سلام دل من است که قانع شود به یک پیغام کنون که گردش ایام را ثباتی نیست همان خوشست که در عشق بگذرد ایام
#ننه_لیلی
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 14:37
خدابیامرز ننه لیلی ، بهار به بهار که به دیدنش میرفتیم به زحمت از روی نالینچهی دستدوز خودش بلند میشد، دستش را به رفی میگذاشت که درست بالا سرش بود و عکس آقابزرگِ مرحوم و عکس دوران جوانی بابا و عموها دیوارش را پوشانده بودند.بعد که قامت راست میکرد آهی میکشید .آهش آهنگ داشت. مثل موسیقی و دل آدم را میلرزا...
#مخاطبِ غایب
-
تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 22:31
سلام بر نامههای بیجوابی که میدانم خوانده شدهاند.
#سپید
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 0:09
به نشانیاش کاغذ سپیدی فرستادم تا بداند ، حرفِ نگفتهام زیاد است. #فاطمه_عرباسدی