گفت: تا دانستم که پایان دنیا مرگ است، دیگر هیچ چیز مرا آنقدر اندوهگین نکرد که از گردانندهی روزگار طلب مرگ کنم.
گفت: دنیا را در دنیا طوری تمام میکنم که حسابی برای آخرت نمانَد.
و گفت: حیف است و عذاب آور ، که خسّتِ دنیایت وبالِ آخرتت شود.《پس نصیبت را از دنیا فراموش نکن》
برچسب:
نویسنده: غزل سلطانی