سپید - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:08
لازم نیست تمام شهر بفهمند! و تو باز به کسی بگویی  که به من بگوید چه کاری است اصلا؟؟ از این به بعد خودت بگو به خود خودم که مرا دوست داری نَفَس با نَفَس فرق دارد. # عادله_اسدی  
سامان۴ - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:08
خیلی دوستش داشتم. خیلی. از همان موقع که خودم را شناختم احساس کردم تنها کسی که می تواند من را درک کند لیلی است. دوست و رفیق جینگ فاطمه. نمی دانم چرا؟ شاید حسادتهای زنانه که می گویند بوده یا شاید چیزی دیگر. دیگر برایم مهم نیست. آن روز که خسته و کوفته از کلاسهای طرحِ کاد برمی گشتم وقتی دیدم سر در خانه ...
یلدا - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 16:11
گفت در این شب یلدا ،فالی برای من بگیر ببینم جناب حافظ چه می فرمایند. آمد؛ معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید حضور خلوت انس است و دوستان جمعند وان یکاد بخوانید و در فراز کنید..
انتظار - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
با خودش زمزمه میکرد؛ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (احزاب۲۳) .اولین روزی که در جلسه تفسیر قرآن شرکت کردو دوست داشت از نزدیک باکلاس تفسیری که می رفتم آشنا بشود ، مصادف شد با تفسیر...
دادو بیداد - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
در قلب عاشق نیست تابی دادو بیداد صبری، سکونی و ثوابی داد و بیداد عمرم تلف شد بر سرِ چاهی که دیدم نه یوسفی دارد نه آبی دادو بیداد #عادله_اسدی یوسف گمگشته باز آید ولی روزی که من چشمهایم منت پیراهنش را می کشند #عادله_اسدی
رزق معنوی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
وقتی هتلتان در راسته بازار سرشور باشد، هنگام تشرف خدمت حضرت شمس الشموس ، دو درب پیش رو خواهید داشت.اگر از داخل بازار فرش فروشها و از کنار موزه انسان شناسی رد شوید ، توفیق گذر از باب الهادی را خواهید داشت اما اگر راهتان را کج کنید وبه قول پلیس راهور از راست برانید، خودتان را مقابل باب الجواد میبینید....
جعفر کرمانی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
یکصدا گفتند بفرما بفرما، جعفر کرمانی هم آمد.عروسی بود .در روستای کلاته ، هیچ کس اهل فخر فروشی نیست.قدیمی ها که اینگونه بودند جدیدیها یشان را نمی دانم. ما بودیم و ماشین ِ پرایدمان.داداش کوچیکه راننده بود .بابا طبق معمول همیشه کنار دست راننده نشسته بود.من و آبجی خانوم ، چادر چار چوق کرده ، عقب ماشین ن...
تبریک - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
میلاد با سر سعادت خاتم الانبیاء، رحمة للعالمين برهمگان میمون و مبارک باد. گفتند چند جا ،دعای انسان مستجاب میشود. هنگام نزول باران، هنگام اذان، بعد از نماز واجب، حین زایمان از نوع طبیعیش و... هنگام خواندن خطبه عقد.. _ما که در تمامی موارد سعی میکنیم مومنین و مومنات را فراموش نکنیم..ملتمس دعا از آنان ک...
سامان - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
تازه از در خانه بیرون آمده بودم.خیلی دیرم شده بود. چسبِ کفشِ پای راستم دائم باز میشد. چند بار خم شدم و محکمش کردم ولی از رو نمی رفت و بعد چند قدم دوباره باز می شد. بار آخری که چسبش را محکم کردم از ترس اینکه دوباره باز شود، مثل لنگها راه می رفتم .پای راستم را روی زمین می کشیدم که مبادا با انحنا برداش...
سامان ۲ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
کلاس اول را باهم در مدرسه ای که در نزدیکی خانه مان بود گذراندیم. مدرسه ای که اولش مسجد بوده و بعد تغییر کاربری داده وشد ه مدرسه بزرگسالان و بعد مدرسه ابتدایی شد. تا پایه چهارم ابتدایی ، دانش آموزانِ هم محله ای مان به این مدرسه می آمدند. آن سالی که من و سامان کلاس اول بودیم آخرین سال مختلط بودن مدرسه...
سامان ۳ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
از موقعی که دستش داخل جیب خودش رفت، نیمه های پاییز را جشن می گیرد.جشن تولد. همیشه بعد از جشن یک بشقاب با بُرِش بزرگی از کیک تولد برای خانواده ما می آورد طوری که براحتی بشود بین هفت نفر به طور مساوی آن را قسمت کرد و کام همه شیرین بشود..اما از دو سال پیش رسما از پدرو مادرم خواست تا موقع جشن تولدش که ا...
اراده - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
چهل عدد مقدسی است.نشان به آن نشان که موسی علیه السلام در وعده گاه الهی ،باید سی روز می ماند ولی با ده روز اضافه خدمت به چهل روز رسید. ( و اتممناها بعشر)برای مرده چهلم می گیرند. مومن اگر چهل روز اعمالش را برای خدا خالص کند ، خداوند چشمه های حکمت را از قلب بر زبانش جاری خواهد کرد.انسان تا قبل از چهل س...
فقط برای تو - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
دقت می کنم، با پای چپ از خانه خارج میشوم .یادم هست که باید موقع خروج به امام زمانم سلامی بدهم. انگار تمام خروجها انتظار اورا می کشند .همین که با هر دو پایم روی آسفالت کوچه می ایستم ، سرم را پایین می اندازم و به کفشهایم خیره میشوم، گرچه نگاهم ، نگاه کوتاهی است ولی حرفهای زیادی دارم با پاها و کفشهایم ...
غزل - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 1:27
هزارشعرو غزل خوانده ام،فدای سرت نیافتم اثری در خور نگاه تَرت شنیده ام شب جمعه برای خاطر من چه نذرها که ندادی زخانه پدرت چقدر دیر شناختی مرا که میگفتم تورا به جان شدم عاشق، منم که بیشترت کنون از عالم ارواح نوشته ام غزلی ببین میان رقیبان، منم که دوست ترت #عادله_اسدینوشته شده توسط فاطمه عرب اسدی در 19:...
عشق - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 1:27
ای عشق بوز که شعرو غزل را اثر زتوست آهی که میشود دل ِشب ،کارگر ز توست ما شب چشیده ایم و خسوف دیده مَهیم ای باد بیا که شام سیاهم سحر زتوست #عادله_اسدینوشته شده توسط فاطمه عرب اسدی در 19:31 | لینک ثابت •
کفشهایم.. - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 1:27
جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ مثل دختر بچه هایی که با ذوق و شوق خاصی راه میروند برای دیده شدن ، تحسین شدن و اگر دقت کرده باشید می بینید که هنگام راه رفتن هی به کفشهایشان نگاه میکنند و راه میروند انگاری که دارند روی ابرها راه میروند و پایشان روی زمین نیست و بعد نیم نگاهی به شما دارند تا ببیند آیا از سلیقه شان...
دوستت دارم - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 1:27
مینی مال ترین جمله عالم ، دوستت دارم است، اگر آنرا باور کنی، داستان بلند زندگیم خواهی شد... #عادله_اسدینوشته شده توسط فاطمه عرب اسدی در 13:38 | لینک ثابت •
غدير - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 1:27
علي در عرش اعلي بي نظير است علي بر عالم و آدم امير است به عشق نام مولايم نوشتم چه عیدی بهتر از عید غدیر است عید غدیر را برهمه علویون و سادات و عزیزانِ جان، تبریک میگویم...نوشته شده توسط فاطمه عرب اسدی در 14:11 | لینک ثابت •
سال اقدام و عمل - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 1:27
حالا من هیِ دوستت دارم را فریاد بزنم ...اما تو در حیا و خجالت ، در پرده و به قول خودت به در میگویی تا دیوار بشنفد ، به من ،میفهمانی که دل به دل راه دارد.. اما من علیرغم تیز بودنم ، و درک کنایه های کلامیت ، در سال اقدام و عمل ،اقدام عملی را میخواهم ..من نه دَرَم و نه دیوار....موجودی به نام انسان که س...
عقد کنان.. - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 1:27
عاقد را به خانه آورده بودیم.قبل از عقد طی کرده بودم که هنگام خواندن خطبه به هیچ وجه نگید که عروس رفته گل بچینه...نمیدونم گلاب بیاره ..خیلی صاف و صادق بگید عروس واسه سلامتی امام زمان قرآن میخونه .بعدشم بگید عروس برای عاقبت به خیریشون دعا میکنه...همه چیز همانطوری که میخواستم پیش میرفت. بلافاصله بعد عق...